Home | درباره ما | جلسات | موعظه | کتاب مقدس | مقالات | ویدیو | تعلیمات | گوناگون | اطلاعیه | تماس با ما | پیوندها
 
 
 
 
 
 
 

و از با هم آمدن در جماعت غافل نشویم چنانکه بعضی را عادت است، بلکه یکدیگر را نصیحت کنیم و زیادتر به اندازه ای که می بینید که آن روز نزدیک می شود. عبرانیان10: 25

 
 

                

چگونه خداوند دلهای شکسته را شفا میدهد؟

وقتی در مزمور 23-3 میخوانیم او جان مرا بر میگرداند منظور همین تسلی و شفایی است که به آن نیازمندیم.همه ما مجموعه ای از زخمها و دردها وترسها رو ازگذشته حمل میکنیم و خداوند میخواهد ما این آشغالها رو زمین بذاریم.او میخواهد جان ما را برگرداند. اگر شما هم میخواهید این اتفاق مبارک بیفتد پس با خداوند همکاری کنید.

باید به او اجازه دهید سه چیز را در زندگیتان تغییر دهد:

1- اجازه دهید گناهانتان را بردارد

2- اجازه دهید غمهایتان را بردارد

3- اجازه دهید کینه هایتان را بردارد

این سه عواملی هستند که احساسات شما را مسموم میگردانند.

هیچ چیز مانند گناه جان را سریعتر فرسوده نمیکند.مزمور38-4&6:"زیرا گناهانم از سرم گذشته است.بسبب حماقت من.بخودمی پیچم و بی نهایت خم گشته ام.تمامی روزم ماتم کنان تردد میکنم."

همه ما دلایل زیادی برای احساس تقصیر و گناه داریم همه ما ناکاملیم.همه ما اشتباه میکنیم.و اثراتش را بر جان میکشیم.

ما نمی توانیم از آن رهایی یابیم چون در فکر ماست حتی اگر به محل دیگری هم برویم با ما میاید.

 

چطور از این حس رهایی یابیم؟

راههای دنیوی مختلفی هست مثلا:

انکارش کنید وانمود کنید وجود ندارد-گذشته را فراموش کنید-که البته فایده ای ندارد چون این حس هنوز زنده است و دوباره بیادتان خواهد آمد فکر میکنید  فراموشش کرده اید اما درست در بدترین موقعیت پیدایش میشود.

میتوانید سعی کنید کوچکش کنید بگویید اصلا موضوع مهمی نیست.که اگر اینطور است اصلا چرا بیادتان مانده؟چرا نمیتوانید فراموشش کنید؟پس کوچک کردنش هم بیفایده است.

میتوانید برای خودتان توجیه اش کنید:"فکر نکنم اصلا این اشکالی داشته باشد"

و این البته خطرناک هم هست میتواند وجدان ما را در مقابل گناه بیحس کند.اما باز هم گناه را بر نمیدارد.

متوانید عادی جلوه اش دهید:"همه این کار را میکنند" که اولا همه این کار را نمیکنند در ثانی اگر هم بکنندبرای شما توجیه گناهتان نمیشودهمیشه میتوانید کسی را پیدا کنید که از شما بدتر است.در واقع سعی میکنید قلبتان را به چیزی راضی کنید که میدانید اشتباه است.فکرتان میگوید مسذله ای نیست ولی قلبتان همیشه پیروز است که میگوید نه خیلی هم مسئله است.

احساس گناه میتواند ما را مریض کند .میتواند دچار افسردگی کند.میتواند ما را به شکست رهنمون شود.

هیچ راه حلی وجود ندارد تنها یک راه برای رهایی از احساس گناه وجود دارد.آن را به خدا بسپاریداو تنها کسی است که میتواند آن را بردارد.

در رومیان3-23و24 چنین میخوانیم:"زیرا همه گناه کرده اند و از جلال خدا کوتاه می آیند.اما به فیض اوو به واسطهآن بهای رهایی که در مسیح عیسی است به رایگان پارسا شمرده می شوند."

این پایه اعتقاد مسیحیست که کفاره گناهان ما پرداخت شده و ما آزادیم.تنها کافیست از خداوند طلب بخشش کرده و بپذیریم که مسیح برایمان روی صلیب چه کرده است.این تهنا راهیست که ما از گناهان و احساس گناه کار بودن آزاد میشویم.این تنها راه است هیچ روانپزشکی قادر به این کار نیست چون قدرتش را ندارد.فقط خدای قادر مطلق آفریننده زمین و آسمان این قدرت و اقتدار را د ارد.مهم نیست گناه شما چقدر بزرگ بوده چون بخشش به شرط میزان و یا نوع گناه شما نیست دلیل بخشش محبت و کرم خداست.مهم نیست شما چه کرده اید مهم این است مسیح چه کرده است.

چطور میتوانیم بخشش از گناهان را بدست آوریم؟ با التماس؟ با گدایی؟ با رشوه؟ با تهدید؟ نه فقط با ایمان و اعتماد.و پذیرش رایگان بخشودگی.خبر خوش این است.بخشش به رایگان.بله به رایگان میشود آغازی نو داشت و وجدانی آسوده.

اما اگر بارها بخشش میطلبید اما هنوز آسوده نیستید و هنوز احساس گناه میکنید به این دلیل است که مفهوم این بخشش را بدرستی درک نکرده اید.که چطور او فورا.رایگان.کامل.بدون شرط.و در همان بار اول که تقاضا کردید این کار را انجام داد.اگر برای موردی مرتب تقاضای بخشش کنید یعنی شما باور نگرده اید که او بار اول شما را بخشیده.

اگر در مورد گناهی که بخشش طلبیده اید مجددا احساس گناه میکنید بدانید که این احساس نه از جانب خدا بلکه از جانب شریر است.او میخواهد شما احساس بدی داشته باشید.احساس گرفتاری کنید.قبل ازاینکه گناه را انجام دهید او برایتان بی اهمیت جلوه اش میداد میگفت مسئله ای نیست همه میکنند  و بعد از انجامش او برایتان بزرگش میکند تا احساس گرفتاری و محکومیت بیشتری کنید.و میگوید خدا هرگز شما را نمیبخشد.

خدا چطور میبخشد؟

کولسیان2-13و14:"آن زمان که در گناهان و حالت ختنه ناشده نفس خود مرده بودید .خدا شما را با مسیح زنده کرد.او همه گناهان ما را آمرزید.و آن سند قرضها را که به موجب قوانین بر ضد ما نوشته شده و علیه ما قد علم کرده بود را باطل کرد و بر صلیب میخکوبش کرده از میان برداشت." تمام گناهان-تمام گناهان...اسنادش رو هم محو کرده ووقتی خدا میبخشد کاملا میبخشد.

در اعماق اقیانوسها پرتابش میکند پس تو هم فراموشش کن.خیلی ها گناهان را اعتراف میکنند ودوباره با خودشان برش میگردانند.باور کنید همان بار اول که تقاضا کردید بخشیده شد.

او فقط نمیبخشد بلکه فراموش هم میکند.خیلی جالب است خدا میتواند فراموش هم بکند.البته این خواست خودش است بر گرفته از توان اوست نه نشانه ضعف.

وقتی صورتحسابی رو میپردازید دوباره نگرانش میشوید؟ نه همان موقع نگرانیتان از بابتش رفع میشود.روی صلیب مسیح گفت من صورت حساب شما رو پرداخت کرده ام و شما را به یک زندگی ابدی در آسمان مهمان کرده ام.پس نگران چه هستید؟ چرا خود را برای چیزی سرزنش میکنید که خدا شما را بخاطرش سرزنش نمیکند؟ چرا خود را عذاب میدهید در صورتیکه مسیح داوطلبانه عذابش را کشیده؟ عیسی بر صلیب میخکوب شد شما دیگر خودتان را بر صلیب میخکوب نکنید بگذارید خدا گناهانتان را بردارد.

بگذارید خدا غمهایتان را بردارد.

این فقط ما نیستیم که به خودمان ضربه میزنیم بلکه گاهی از دیگران ضربه میخوریم.و یا از ناراحتی دیگران غمگین میشویم.این واقعیتیست که ما ممکن است  ضربه بخوریم. تنها بشویم. یادمان باشد اینجا آسمان نیست بلکه دنیای سقوط کرده در گناه است که در اون زندگی میکنیم.و بهمین خاطر امکان تنهایی.دلشکستگی.و افسردگی وجود دارد.غم.درد.ناراحتی.

و در این عم و ناراحتی میخواهید چکار کنید؟خودتان را به بیخیالی بزنید؟گوشه انزوا بگزینید؟

ازز زندگی استعفا بدهید و تمام عمر را در بدبختی سر کنید؟ یک راه دیگر هم وجود دارد.اجازه دهید عیسی مسیح جان شما را برگرداند.

به نمونه داود در کتاب مقدس نگاه کنید:

در دوم سموئیل باب 12 میبینیم او مرتکب گناهی میشود در مزمور 51 او گناهش را اعتراف میکند.حاصل عمل گناه آلودش تولد پسریست که مریض بدنیا می آید که غمی بزرگ برای داود است او بر زانو دعا میکند و روزه میگیرد "خداوندا من گناه کردم این بچه بیگناه است او را نجات بده" اما بچه میمیرد.حال ببینید داوود بعدش چکار کرد.

او سه کار انجام داد:

اول پذیرفت که کاری از او بر نمیاید و قادر به تعییر چیزی نیست.شما از دست والدین یا همسر و یا همکار و یا فرزندتان ناراحتید و غمگین.بدانید که غصه خوردن چیزی را تغییر نمیدهد.

پذیرش این مسئله اولین قدم بهبودیست.

دوم سموئیل 12-23:"اما الان که مرده است پس چرا من روزه بدارم؟آیا میتوانمدیگر بار او را باز بیاورم؟من نزد او خواهم رفتلیکن او نزد من باز نخواهد آمد."

دوم رهایش کنید بزرگش نکنید در عوض شروع به دعا و پرستش کنید.درد غیر قابل اجتناب است اما بدبختی انتخابیست.

دوم سموئیل12-20:"آنگاه داود از زمین برخاسته خویشتن را شستشو داد داده تدهین کرد و لباس خود را عوض نموده به خانه خداوند رفت  و عبادت نمودو بخانه خود آمده خوراک خواست که پیشش گذاشتند و خورد."

سوم به آینده نگاه کنید و داشته هایمان.

دوم سموئیل12-24:" و داود زن خود بتشبع را تسلی داد و نزد وی در آمده با او خوابید و او پسری زایید او را سلیمان نام نهاده و خداوند او را دوست داشت."

 

اجازه دهید خداوند کینه هایمان را تبدیل کند

کینه وقتی بوجود میاد که دیگران به ما بدی میکنند.ما احساس گناه میکنیم وقتی خودمان عمل بدی را در حق خودمان و یا دیگران انجام داده ایم و وقتی احساس کینه میکنیم که دیگران در حق ما بدی کرده اند.و این یک واقعیت است که دیگران به ما بدی خواهند کرد.زندگی فعلی بشر عادلانه نیست.مطمئن باشید از دیگران رنجیده خاطر خواهید شد.گاهی عمدی و گاهی غیر عمدی.در هر دو حالت درد آور و ناراحت کننده است.

اما موضوع این است که عکس العمل شما چیست و چطور با این واقعیت تلخ کنار میایید؟این مسئله مهمی است.باید با تمام این احساسات تلخ چکار کرد؟با کسانی که آزارمان داده اند و مدام به فکر ما برمیگردند!!!!

ایوب5-2:"زیرا غصه احمق را میکشد." میدانید چرا؟ چون شما از کسی کینه دارید و خشمگین که ممکن است اصلا قضیه را فراموش کرده و در پی زندگی خودش است و حتی به شما فکر هم نمیکند و شما نشسته اید و زندگی خودتان را با افکار کینه آلود سیاه کرده اید.....

آیا این عاقلانه است؟ منطقی است؟ اگر نیست پس احمقانه است....

گذشته گذشته است و دیگر نمیتواند شما را آزار دهند مگر اینکه شما رهایش نکنید.هر وقت به آنها فکر کنید دوباره شما راآزار میدهند.

ایوب 18-4:"ای که در غضب خود را پاره میکنی." با خشم و کینه تان چه میکنید؟با خشم نسبت به مردم خودتان را آزار میدهید؟

رومیان12-19:"ای عزیزان خود انتقام مگیریدبلکه آن را به غضب خدا واگذارید...."

چون ما در روی زمینی آلوده زندگی میکنیم در اینجا عدالت برقرار نیست خیلی وقتها حق ناحق میشود و بدکاران به ظاهر کارشان پیش میرود.روز خداوند نزدیک است و در آن روز عدالت برقرار خواهد شد و حسابها رسیدگی میشود.پس:

از تلخیها رها شو .همدیگر رو ببخشیم چون مسیح ما رو بخشید.اگر بخشیده شده هستی خداوند توقع دارد بخشنده هم باشی.هیچوقت مقدار گناهانی که خداوند در ما بخشیده قابل مقایسه با گناهانی نیست که دیگران در حق ما کرده اند و ما باید ببخشیم.

خشم ما را کور میکند.هنگامی که خشمگین هستیم حقیقت رو نمیتوانیم ببینیم  زیباییها رو نمی توانیم ببینیم همه چیز بد به نظر میاد زود پیش داوری میکنیم.و زندگی ما دقیقا مطابق میل شریر پیش میرود.حتی برکات خدا رو هم دیگر نمی توانیم ببینیم.

شبان نیکوی من جان مرا برمیگرداند.از نگرانی و از غم و اندوه.آمین

مزمور42-5:" ای جان من چرا خم شده ای؟ و چرا در من پریشان گشته ای؟بر خدا امید دار زیرا که او را برای نجات روی او باز حمد خواهم گفت."

آیا شما هم جانی خمیده دارید؟ شبانی نیکو داریم که جان شما را بر میگرداند به او اعتماد کنید.

 

 


 

 

 

 
         
 

[Copyright 2006] [Iranian Christian Youth Ministries]. All rights reserved [Powered by CFI]