|

کی و کجا دعا کنیم؟
گاهی ما ایمانداران خداوند
را محدود میکنیم به زمان و مکان مشخصی، و دعای ما امکان پذیر نمی باشد مگر
در زمان و مکان معینی. بعضی از ما سحرگاهان هنگامی که خداوند هنوز خورشیدش
را بر ما نتابانده است دعا میکنیم. بعضی دیگر شبانگاهان دیر هنگام، زمانی
که روز به اتمام رسیده است و سکوت شب فرا رسیده است. بعضی در اتاق کوچکمان
و بعضی در پشت بام خانه، بعضی در کلیسا و بعضی دیگر در رخت خوابمان. گاهی
چنان با این زمان و مکان معین انس میگیریم که دعا کردن در شرایطی دیگر
برایمان غیرممکن میشود. گاهی چنان در دعا کردن درپشت بام خانه عادت میکنیم
که انگار خداوند همانجاست و نه جای دیگر. پیش میاید از ما در مواقعی دیگر
درخواست دعا میشود، اما زبان ما دریغ از یک کلمه سکوت میکند. آیا این دل
خدا را به درد نمی آورد؟ آیا این همان محدود کردن خداوند نمی باشد؟ مگر نه
اینکه خدای ما در همه جا حاضر است. مگر نه اینکه او در اتاق ما، در خیابان،
در سراسر دنیا و در تمامی کهکشانها حضور دارد. مگر نه اینکه او ازلی و
ابدیست. پس چرا او را در اتاق کوچکمان و در سکوت شب محدود میکنیم؟ مگر نه
اینکه زندگی ما ایمانداران میبایست پیوسته در دعا باشد. مگر نه اینکه ما
باید در دعا زندگی کنیم. پس بیایید او را در همه جا و مکانی، و در هر ساعت
و زمانی بستائیم و پیوسته با او در رابطه باشیم. آیا دعا کردن صرفأ همین
است که کسی از ما درخواست بکند و ما برایش شفاعت کنیم؟ وقتی در حال عبور از
خیابانی هستیم و مفلسی را میبنیم که در گوشه ای نشسته و دست تکدی به سوی
مردم دراز کرده، آیا نباید همان لحظه در دل برایش طلب برکت بکنیم؟ و یا
وقتی فردی را نشسته بر صندلی چرخدار میبینیم نباید همان لحظه برایش شفاعت
کنیم؟ و یا وقتی کودکی را میبنیم نباید برایش طالب برکت آسمانی باشیم؟ آیا
باید تمامی ان فرصتها را نگاه داشته تا شب فرا رسد و به پشت بام خانه رفته
و دعا کنیم؟
بیائید از هر فرصتی برای
صحبت کردن با خدا استفاده کنیم. بیائید رابطه خود را با خدایمان صمیمی تر و
دوستانه تر کنیم. خداوند میگوید که نزدیکترین دوست ما است. پس چرا ما خود
این رابطه شیرین و دوستانه را تبدیل به رابطه خشک ارباب و رعیتی کنیم؟ او
رابطه خود با ما را به رابطه زن و شوهری تشبیه کرده است. آیا ما فقط شبها
با همسرمان صحبت میکنیم؟ آیا برای صحبت کردن با همسرمان به انتظار زمان و
مکان معینی مینشینیم؟ خیر! ما در طی روز همواره با همسرمان در ارتباط
هستیم. در خانه، در هنگام فراهم کردن ملزومات زندگی و حتی در محل کارمان
بارها با همسرمان تماس میگیریم تا صدای او را بشنویم. پس چقدر بیشتر داماد
آسمانی ما مشتاق شنیدن صدای ما در طی روز میباشد. او خود را پدر آسمانی ما
معرفی میکند. آیا ما با پدر زمینی خود در زمان و مکان خاصی صحبت میکنیم.
مگر نه اینکه وقتی به مشکلی برمیخوریم فورأ به یاد پدرمان می افتیم و او از
او طلب کمک میکنیم؟ پس همانگونه که برای درخواست کمک از پدر زمینی منتظر
زمانن و مکان مشخص نمی شویم و وقت و بی وقت ازاو طلب کمک میکنیم باید با
پدر آسمانی نیز دارای چنین رابطه ای باشیم.
خداوند از ما میخواهد که با
او صادق باشیم و در سختی، غم و عصبانیت و یا در آسایش، خوشی و شادی با او
در رابطه باشیم. او ما را در هر لحظه میخواهد، پس ما نیز باید هر لحظه با
او در ارتباط باشیم. دعای مسیحیان زمان و مکان مشخصی وجود ندارد. حالت و
شکل معینی نیز ندارد. نشسته، ایستاده، خوابیده یا خمیده خداوند صدای ما را
میشنود. پس بیائید با چنین خدایی که بی قید و شرط و بدون تعیین زمان و مکان
ما را میخواهد و صدای دل ما را حتی نگفته میشنود پیوسته در دعا باشیم. و
همانگونه که خودش خواسته، مثال یک دوست با او به زبان ساده خود سخن گوییم.
جلال بر چنین خدایی تا ابد
الاباد.
بقلم لیزا
|